تبلیغات
بدون سانسور - هر روز بروز - داستانک : بنگاه زناشویی !
 

تمامی فعالیت های این سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران است

بدون سانسور - هر روز بروز
 
آدرس جدید : www.2044.mihanblog.com




Free PageRank Checker


در ایتالیا مردی قصد ازدواج داشت. پس به یک بنگاهی مراجعه کرد که روی آن نوشته بود «بنگاه زناشویی». مرد در را باز کرد و وارد اتاقی شد که دو در داشت.

 روی یکی نوشته شده بود «زیبا» و روی دیگری «نازیبا». در زیبا را فشار داد و وارد اتاق شد. دو در دیگر دید، روی یکی نوشته شده بود «کدبانوی خوب» و روی دیگری «شلخته».

 او از در کدبانوی خوب وارد شد. در آن جا دو در دیگر بود که روی یکی «جوان» و روی دیگری «پا به سن گذاشته» نوشته شده بود. از در جوان وارد شد.
www.2044.mihanblog.com

داستانک : بنگاه زناشویی !


در ایتالیا مردی قصد ازدواج داشت. پس به یک بنگاهی مراجعه کرد که روی آن نوشته بود «بنگاه زناشویی». مرد در را باز کرد و وارد اتاقی شد که دو در داشت.


 روی یکی نوشته شده بود «زیبا» و روی دیگری «نازیبا». در زیبا را فشار داد و وارد اتاق شد. دو در دیگر دید، روی یکی نوشته شده بود «کدبانوی خوب» و روی دیگری «شلخته».



 او از در کدبانوی خوب وارد شد. در آن جا دو در دیگر بود که روی یکی «جوان» و روی دیگری «پا به سن گذاشته» نوشته شده بود. از در جوان وارد شد. ته اتاق آینه ی دیواری بزرگی دیده می شد که روی آن این جمله نوشته شده بود:

«با چنین ادعا و هوس ها، بهتر است اول خودتان را در این آینه نگاه کنید!!»





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط با مرام

تمامی مطالب مذهبی این سایت با ذکر منبع و سند معتبر می باشد
قالب وبلاگ